تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان داروسازی ورودی 85 اهواز
قربان آن نی‌یی که دمندش سحر، مدام
قربان آن می‌یی که دهندش علی‌الدوام
قربان آن پری که رساند تو را به عرش
قربان آن سری که سجودش شود قیام




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 11:3 بعد از ظهر توسط ..:: امال ::..

 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

یلداتون مبارک...!





لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 7:46 بعد از ظهر توسط ..:: پارمیدا ::..

خوبه که اینهمه آقای سمائی در وصف کلاس و مصائب کلاس شعر سرودن و آخرشم ... این طوری برجک همو هدف میگیرین...!

دیگه کی باهاس واسطون شعر بگه که یه خرده باهم مهربونتر باشین...فکر نکنم حضرت حافظ هم بتونه روابط شما ها رو باهم بهتر تر تر کنه...!به قو............ل دکتر رضایی (قابل توجه بعضی............یا)

 


ادامه مطلب




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 7:43 بعد از ظهر توسط ..:: پارمیدا ::..

اول شدن غرفه داروسازی واسه دومین سال متوالی رو به همه بروبچه های دارو و کشته مرده ها.....ش تبریک می گم ...

 


ادامه مطلب




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط ..:: پارمیدا ::..

 مثل اینکه خیلی خر خون تر از این حرفایین .

حالا امتحان خوب شد؟ متن زیر رو بخونید تا حال وهواتون عوض بشه:

 


ادامه مطلب




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 7:59 بعد از ظهر توسط ..:: امال ::..

 سلام...سلام

ا.......ه این گنوزیم عجب  بد رو سیستم اعصاب مرکزی آدمیزاد رژه میره...پیر ... و ... پدر...و... جد...آدمیزاد و یکاره یجا در میاره...!

من موندم آخه آدم از چیه این رشته میتونه خوشش بیاد که بخواد باقیه عمرشو پاش  بذاره...!

 


ادامه مطلب




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 8:54 بعد از ظهر توسط ..:: امال ::..

روزتون مبارک

با دو روز تاخیر...





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 12:44 بعد از ظهر توسط ..:: امال ::..

راستی جریان چیه که این آقایون محترم سر همه کلاسا غیبت می کنن حذف هم نمی شن...!!!!!! کاش به ما هم بگن...به خدا سو استفاده نمی کنیم...فقط در مواقع ضروری از این ترفندها استفاده می کنیم....(قول میدم) حالا تئوری یه حرفی... عملی رو چی؟ مرد عمل باشینو رمز غیبت عملی رو بگین.(ضر...رو.....ر...ررررر...یه...)




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 9:0 بعد از ظهر توسط ..:: پارمیدا ::..

سلام

احتمالا" الان که دارین این مطلب رو دارین میخونین تازه از شوک شیمی دارویی اومدین بیرون رفتین سراغ آقاشون ...(آره دیگه منظورم فیزیکاله... زن و شوهری خر...رررر....مون رو چسبیدن تا از پل صراط ردمون نکنن خیالشون راحت نمی شه.)

ولی خداییش بر عکس چیزی که بچه های سال بالا یی(۸۴ ...اییییییییا) می گن...دارویی خیلی کاربردیه...یعنی حتی از فارماکو  هم کاربردی تر...تر...تر...تره... ما این همه مکانیسم عمل دارو تو فارماکو خوندیم ولی چیزی یادمون نمونده(Ctrl+Alt+Delete)...حداقل تو دارویی مطالب یه کمی بیشتر یادمون می مونه. طول اثر دارو ها رو هم که بیشتر یادمون می مونه...(هه...چی واسه فارماكو موند...!!!!!)

 


ادامه مطلب




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 8:52 بعد از ظهر توسط ..:: پارمیدا ::..

شرط بندی 

يك روز خانم مسني با يك كيف پر از پول به يكي از شعب بزرگترين بانك كانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي 1 ميليون دلار افتتاح كرد .... سپس به رئيس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصاً مدير عامل آن بانك را ملاقات كند . و طبيعتاً به خاطر مبلغ هنگفتي كه سپرده گذاري كرده بود ، تقاضاي او مورد پذيرش قرار گرفت ... قرار ملاقاتي با مدير عامل بانك براي آن خانم ترتيب داده شد .
پيرزن در روز تعيين شده به ساختمان مركزي بانك رفت و به دفتر مدير عامل راهنمائي شد . مدير عامل به گرمي به او خوشامد گفت و ديري نگذشت كه آن دو سرگرم گپ زدن پيرامون موضوعات متنوعي شدند .. تا آنكه صحبت به حساب بانكي پيرزن رسيد و مدير عامل با كنجكاوي پرسيد راستي اين پول زياد داستانش چيست آيا به تازگي به شما ارث رسيده است .


ادامه مطلب




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 9:28 بعد از ظهر توسط ..:: امال ::..