تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان داروسازی ورودی 85 اهواز وبلاگ دانشجویان داروسازی ورودی 85 اهواز

نویسنده : امال - ساعت 7:51 بعد از ظهر روز چهارشنبه سیزدهم آبان 1388

سلام خیلی وقت بود به بلاگ سر نزده بودم

الان از بیکاری یهو زد به سرم بیام به روزش کنم...

یه فکر تازه  زد به سرم امیدوارم همکاری کنین تا بدبخت نشیم...


نویسنده : امال - ساعت 0:5 قبل از ظهر روز سه شنبه سی و یکم شهریور 1388
اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم

و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم

اگر از دست من در خلوت خود گریه ها کردی

اگر بد بودم و هرگز به روی خود نیاوردی

اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم

اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن و کلام من

               گناهم را ببخش


نویسنده : امال - ساعت 11:44 بعد از ظهر روز دوشنبه سی ام شهریور 1388
سلام

 می دونید چی باعث شد امروز این مطلب رو تو بلاگ بذارم؟

امروز یاد اولین روزهایی افتادم که به دانشگاه اومده بودیم روز اول مهر هممون سر کلاس بودیم کلاسمون با دکتر جهانگیری بود که خوشبختانه تشکیل نشد بعد هم رفتیم جشن ...بگذریم فکر کنم این خاطرات رو بذاریم برای سال اخر بهتر باشه !


نویسنده : امال - ساعت 9:6 بعد از ظهر روز یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
سلام

 مطلب قبلی در رابطه با گیاهی به نام بلادونا بود گفتم یه سری اطلاعات در مورد اون به شما بدم :

اتروپا بلادونا اسم کامل این گیاهه که از اون داروی اتروپین استخراج می شه حتما می دونید که از اثرات داروهای انتی موسکارینی میدریازه و چون در دوره ی رنسانس داشتن مردمک های گشاد نوعی زیبایی محسوب می شده روی این گیاه نام بلادونا به معنی دوشیزه ی زیبا رو دادن


نویسنده : امال - ساعت 11:48 بعد از ظهر روز چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388
شاگرد به استادش گفت: من اکثر اوقاتم را به چیزهایی فکر می کنم که نباید.چیزهایی را ارزو میکنم که نباید.تدابیرو اندیشه هایی را طرح می کنم که نباید بکنم.

استاد نیزشاگرد را به یک قدم زدن کوتاه در میان جنگلی در نزدیکی خانه اش دعوت می کند.در راه به گیاهی اشاره کرد و از شاگردش نام ان را پرسید.

شاگرد گفت: بلادونا!

بلادونا می تواند کسی که برگهایش را می خورد بکشد.

و استاد گفت:ولی نمی تواند کسی که فقط ان را مشاهده می کند را از بین ببرد.

به همین ترتیب ارزوها و خواسته های منفی نخواهند بود تا به شما هیچ صدمه ای برسانند اگر شما تسلیم وسوسه های ایشان نشوید.


نویسنده : امال - ساعت 9:29 بعد از ظهر روز دوشنبه چهارم خرداد 1388

سلام

به دلیل بحران اقتصادی امریکا و همه گیر شدن انفلوانزای خوکی و نزدیک شدن به انتخابات سر نوشت ساز ملت غیور و همیشه در صحنه ایران و علی الخصوص نزدیک شدن به ایام سوگواری ترم (امتحانات)  احتمالا تا اطلاع ثانوی وبلاگ تعطیل است.

قبلا از استقبال و همکاری سبز شما صمیمانه سپاسگذاری می کنیم.


نویسنده : امال - ساعت 11:48 بعد از ظهر روز چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
اصلا چه اهمیتی داره که تو با چه نامی باشی  پسریا دختر بودنش مهم نیست این مهمه که باید حرفتو بزنی اگه همفکر بودیم مطمئن باش به زودی میفهمی هر چند باز تاکید میکنم اسم فقط یه عاریه است ولی مطمئن باش من حمید نیستم هر چند یه کم نزدیک شدی ولی چشاتو یه کم تیز کن 

نویسنده : امال - ساعت 11:17 بعد از ظهر روز چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
چشم و گوش شیطان همزمان کر و کور و کچل و زبونش لال  ماشاالله ماشالله بهش بگیم روابط ورودی روز به روز  بهتر میشه ولی ما مطمینیم یه از حسادت مارو جادو کرده و به احتمال قوی از ورودی های دیگه بوده. خدایش چشم نخوره ایشاالله.ولی ما شنیده بودیم دوران دانشجویی مثل یه جاده توی یه دشته قشنگه و تا میتونی باید از لحظاتش  بهره ببری  (درکنار همکلاسی هات) چون ته این جاده یه تابلو هست که با خط تز (مشروط بر داوری دکتر رضایی در مورد پایان نامه )نوشته دور زدن ممنوع!!!!!!


نویسنده : امال - ساعت 11:2 بعد از ظهر روز چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
بچه ها این رو هم از یکی از همکلاسی ها داشته باشید:

هرگز عشق را از کسی گدایی نکنید چون هیچ وقت چیزهای خوب را به گدا نمیدهند.


نویسنده : امال - ساعت 10:48 بعد از ظهر روز چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
امروز بچه ها گیر کپی بودن از شانس بد که سالی یک بار باهم حرف نمیزنن باید تقی به توقی بخوره و یک خانم محترم پول کافی همراش نباشه و از قضای روزگار اقایون ازش پول میخوان و اون کم نمیار ه و میگه خانم صالحی بچه ها به حساب من ولی شنبه پولشو میارن.

به سلامتی و میمنت کلاس امار هم تمام شد.اگرچه چیزی به گلاویز شدن اساتید خارجی و داخلی ا مارنمونده بود این هم از شانس خوب ورودی ۸۵

 


|